مصطفى محقق داماد
102
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
صورت متّصل و چه به صورت منفصل در ميان نباشد . از اجتماع سه مقدّمه فوق الذكر شنونده از گفتهء گوينده استفاده اطلاق مىكند . يعنى با توجه به اينكه گوينده حكيم است و در مقام بيان تمام مقصود و تبيين تمام مراد خويش است و قرينهاى مبنى بر تقييد اقامه ننموده است ؛ بنابراين مىتوان گفت كه منظور وى مطلق بوده و هيچگونه قيدى ندارد زيرا در غير اين صورت خلاف حكمت و درايت خواهد بود . بعضى از علماى اصول در مبحث مقدمات حكمت بحث ديگرى را تحت عنوان انصراف مطرح كردهاند كه ذيلا به صورت مختصر توضيح داده مىشود . ج ) انصراف : منظور از انصراف در علم اصول اين است كه ذهن از معنايى روى برگرداند يا بدان متوجه شود . انصراف بر دو نوع است : 1 ) انصراف بدوى - منظور از انصراف بدوى اين است كه بعلّت كثرت وجود مصاديق و افراد چيزى در خارج هنگام استعمال لفظ ذهن از مصداق نادر به مصداق كثير و غالب متوجه شود . مثلا اگر قانون در جائى بگويد به كارگران در صورت اخراج بايد تاوان پرداخت شود ، حال اگر مثلا 90 % از كارگران را كارگران كورهپزخانه تشكيل بدهند و اين اكثريت از تاوان گرفتن منصرف شوند ، نمىشود گفت كه منظور از اين قانون ، كارگران كورهپزخانه هستند يعنى همان 90 %